بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
10.22034/lda.2026.146580.1169
چکیده
این مقاله با مسئلۀ چگونگی برساخت سوژه در وضعیت ابزورد، افسانۀ سیزیف آلبر کامو و زن در ریگ روان کوبو آبه را در یک همنشینی تطبیقی بررسی میکند. چارچوب نظری پژوهش، بهجای تلفیق چهار دستگاه ناهمگون، بر مفهوم فوکوییِ سوژهسازی متمرکز است و چهار سازوکار عملیاتی را پی میگیرد: آرایش فضا و ماده، انضباط بدن و زمان، وابستگی به منابع و نظارت، و شیوۀ نسبتگرفتن فرد با وضعیت خویش. تحلیل نزدیک متن نشان میدهد که صخره و شن فقط نماد پوچی نیستند؛ بلکه بدن، ریتم کار، امکان دیدن و افق کنش را سازمان میدهند. در افسانۀ سیزیف، مجازات تکراری در لحظۀ آگاهی به نسبتی آگاهانه با سرنوشت و عصیان بدل میشود؛ در زن در ریگ روان، گودال، نردبان، آب، کار شبانه و نگاه جمعی سوژهای را میسازند که هم مقید است و هم میتواند درون همان آرایش، امکانهای محدودی چون سازوکار جمعآوری آب پدید آورد. نوآوری مقاله در ارائۀ مدل تطبیقیِ «ماده/فضا ← کردار بدنی ← جایگاه سوژه ← افق آزادی» است؛ مدلی که تفاوت دو اثر را در شیوۀ تولید آگاهی و آزادی نشان میدهد، نه در تقابل ساده میان ذهن و بدن و نه بر پایۀ ادعای تأثیرپذیری مستقیم آبه از کامو.