1
دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
2
استادیار، گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
10.22034/lda.2026.146073.1144
چکیده
از جامعترین نظریهها، برای تحلیل شخصیت در داستان، دیدگاه نشانه معناشناختی است که بر اساس آن، شخصیت داستانی را میتوان در قلمروهای مختلفی چون ذات، فعل و اهمیت آن در نظام ارزشها بررسی کرد. هدف در این پژوهش نیز بررسی شخصیت معصومه، بهعنوان شخصیت اصلی رمان «سهم من» از پرینوش صنیعی، بر پایۀ این نظریه (الگوی فلیپ هامون) و با رویکرد کیفی است. دادههای پژوهش از طریق مطالعه کتابخانهای و تحلیل متن، گردآوری و شخصیت از نظر نام، چهرهپردازی فیزیکی، پوششی، زندگینامهای و روانشناختی و نیز از حیث نقشهای مضمونی و کنشپذیری تحلیل شدهاست. یافتههای پژوهش نشان میدهد نام معصومه، بهعنوان یک نشانۀ زبانی، تعارض میان هویّت فردی و انتظارات اجتماعی را بازنمایی و چهرهپردازی فیزیکی و پوششی شخصیت، ضمن القای معصومیت و تقدس، استقلالخواهی وی را آشکار میکند. واکاوی چهرۀ روانشناختی معصومه در این رمان، نشان میدهد شخصیت از مرحلۀ انفعال و سادهلوحی به سطحی از خودآگاهی و پیچیدگی درونی میرسد؛ اما همواره تحقق خواستههای او، تحت سلطۀ هنجارها و ساختار مردسالارانۀ جامعه محدود باقی میماند. بررسی نقشهای مضمونی و کنشپذیری، نشاندهندۀ این است که او تنوعی از نقشها را دارد که این تنوع، نشاندهندۀ پیچیدگی این شخصیت و جایگاه او به عنوان شخصیت اصلی در داستان است. در مجموع، میتوان گفت صنیعی در رمان سهم من، الگوی زنِ در حال گذار، اما ناکام در دستیابی به استقلال کامل را به تصویر کشیده و از این طریق، نقدی بر تداوم محدودیتهای اجتماعی زنان ارائه دادهاست.