پژوهشگر ارشد محیط زیست از دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات و کارشناس فیزیک کاربردی گرایش اتمی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران.
10.22034/lda.2026.145557.1131
چکیده
تقابل سنتی میان گفتمان ادبی و اندیشة ریاضی غالباً بر این پیشفرض استوار بوده است که صورتبندیهای صوری و محاسباتی ذاتاً با چندمعناییِ حاکم بر تولید، تداوم و تفسیر معنا در گفتمان ادبی ناسازگار تلقی میشوند. در این تلقی، مطالعات ادبی با پدیدههایی مواجهاند که ابهام و تفسیرپذیری در آنها بر پاسخهای یگانه تقدم دارد، حال آنکه ریاضیات و علوم صوری بهمثابه نظامهایی مبتنی بر دقت، وضوح و تعمیمپذیری، ناتوان از مواجهه با معنا انگاشته میشوند. این مقاله با تکیه بر مفهوم «اینرسی معنایی» و شناسایی «جهانهای اینرسی» در ساختارهای مفهومیِ روایت ادبی نشان میدهد که این دوگانه نه ضرورتی نظری دارد و نه از حیث روششناختی موجه است. مسئلة اصلی نه در اصلِ بهکارگیری ابزارهای ریاضی، بلکه در ادعای کفایت تبیینیِ آنها برای معنا نهفته است. بدین ترتیب، با طرح مفهومِ «شرایط مرزی»، استدلال میشود که در کنار ساحتهای تفسیریِ غیرقابل تقلیل، حوزههایی وجود دارد که در آنها مدلهای صوری میتوانند بهطور مشروع به روشنسازی قیود ساختاری، الگوهای تداوم و سازمان درونی روایت یاری رسانند. در پایان، این رویکرد در مطالعهای موردی بر مقدمة داستان بیژن و منیژه از شاهنامه نشان میدهد که مدلسازی صوری، بیآنکه مدعی جایگزینی یا فروکاستن تفسیر معنا در گفتمان ادبی باشد، میتواند بهمثابه یکی از شیوههای صورتبندی درونگفتمانیِ معنا مورد بازاندیشی قرار گیرد.