تحلیل گفتمان انتقادی «آیین و خرافه» در آثار خسرو حمزوی بر مبنای نظریة ون‌دایک

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، قم، ایران

10.22034/lda.2026.145667.1133

چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی میان‌رشته‌ای است که گفتمان را نه تنها به‌عنوان زبان، بلکه به‌عنوان ابزاری برای بازنمایی و نقد روابط قدرت، شناخت اجتماعی و ساختارهای فرهنگی بررسی می‌کند. در ادبیات معاصر ایران، آثار خسرو حمزوی نمونه‌ای بارز از متونی هستند که با تمرکز بر آیین و خرافه، امکان نقد باورهای سنتی و مناسک مذهبی را فراهم می‌آورند. با وجود اهمیت این آثار، پژوهش‌های پیشین عمدتاً به جنبه‌های سبکی و روایی آنها پرداخته‌اند و کمتر تحلیل انتقادی گفتمانی صورت گرفته است، موضوعی که خلأیی جدی در مطالعات ادبی معاصر ایجاد کرده است. هدف این پژوهش آشکارسازی سازوکارهای گفتمانی آیین و خرافه در آثار حمزوی و بررسی نحوه تعامل میان گفتمان، شناخت و قدرت اجتماعی در متون او است. اهمیت پژوهش از آن روست که تحلیل گفتمانی متون حمزوی نشان می‌دهد چگونه ادبیات داستانی می‌تواند فراتر از روایت، نقش فعالی در نقد باورهای اجتماعی و خرافه‌ها ایفا کند و تعامل میان زبان، معنا و ساختارهای اجتماعی را بازنمایی نماید. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر چارچوب نظری تئون ون‌دایک، به ویژه رویکرد «تحلیل گفتمان اجتماعی-شناختی»، است که سازوکارهای بازتولید باورها و مقاومت متون را در بافت اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دهد. محدوده مطالعه محدود به مؤلفه‌های دین و خرافه است و تحلیل کلی ایدئولوژی و قدرت اجتماعی در آثار حمزوی در پژوهشی مستقل پی‌گرفته شده است. نتایج نشان می‌دهد که آثار حمزوی با بازنمایی تضاد میان باورهای سنتی و شخصیت‌های آگاه، ظرفیت بالایی در نقد اجتماعی و فرهنگی و بازنمایی نابرابری‌ها و کنترل اجتماعی دارند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات