تحلیل گفتمان اضطراب و روان‌رنجوری شخصیت «اپیسن» در «نام‌های بی‌جنسیت» بر اساس نظریۀ کارن هورنای

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیّات فرانسه، گروه زبان و ادبیّات فرانسه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

3 کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل، حوزۀ علمیه قم، قم، ایران.

10.22034/lda.2026.143845.1120

چکیده

ادبیات احساسات و عواطف نویسنده را بیان می‌کند و روان‌شناسی با نفود در ضمیر نویسنده، حالات روحی-روانی او را تحلیل و تفسیر می‌نماید. کارن هورنای معتقد است که برخی والدین بدلیل نیازهای روان‌رنجور خود، فرزندانشان را مورد تحقیر، بی‌توجهی، سلطه‌گری، طرد، حمایت افراطی قرار می‌دهند. اگر والدین نیاز کودک به محبت واقعی و خالصانه، امنیت و شادی را برآورده نسازند، خصومت بنیادی در کودک ایجاد می‌شود. از آنجا که کودکان این خصومت را بندرت بروز می‌دهند، این دشمنی سرکوب شده به اضطراب و ناامنی در کودکان می‌انجامد. این مقاله با شیوۀ توصیفی، تحلیلی و با استناد به نظریۀ کارن هورنای به تحلیل روان‌شناختی شخصیت اپیسن در نام‌های بی‌جنسیت اثر آملی نوتومب می‌پردازد. اپیسن از عشق واقعی، امنیت و محبت محروم بود. این نیاز به عشق و محبت فرومانده، زمینه را برای رشد روان‌رنجوری اپیسن فراهم می‌نماید و اضطراب و عداوت مخرب را در وی تشدید می‌کند. اپیسن در یازده سالگی تصمیم گرفت پدرش را بکشد. این تصمیم وحشتناک دوران کودکی نشان می‌دهد که والدین اپیسن نتوانسته‌اند احساس محبت و امنیت خاطر را برای دخترشان فراهم کنند. این خصومت نهفته در نهایت، اپیسن را به انزوا می‌کشاند و در روابط اجتماعی او تأثیر می‌گذارد. نتایج این تحقیق بیانگر این است که محیط خانوادگیِ اپیسن قادر به ایجاد احساس عشق، محبت و امنیت در اپیسن نیست و در عوض، باعث ایجاد خصومت بنیادی در وی می‌شود و این احساس، اپیسن را به دور شدن از مردم سوق می‌دهد. عطش آزادی و استقلال در اپیسن بقدری شدید است که در گروه عزلت‌طلب متمرد

کلیدواژه‌ها