1
استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه کردستان
2
گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، کامیاران، ایران
10.22034/lda.2025.142741.1030
چکیده
این مقاله به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه هرگز رهایم مکن (2005) نوشته کازوئو ایشی گورو را میتوان در ادبیات پادآرمانشهر انتقادی دستهبندی کرد. این مطالعه از ویژگیهای اصطلاح ادبی پادآرمانشهر انتقادی استفاده می کند که برای اولین بار توسط لیمن تاور سارجنت (1994) معرفی شده است. متون علمی تخیلی اغلب از سبکهای نوشتاری آرمانشهری و پادآرمانشهری استفاده میکنند تا اهداف خاصی را دنبال کنند، مانند اشاره به مسائل مشکلزای دنیای کنونی با رویکردی بسیار متفاوت. به سادگی میتوان این اصطلاحات، یعنی آرمانشهر و پادآرمانشهر را اینگونه تعریف کرد: آرمانشهر یک شکل ادبی است که یک جامعهی خیالی ایده آلیستی غیر واقعی را میسازد (غیر واقعی است چون برخی از آن ایدهها دست نیافتنی هستند) و برخلاف تصور رایج، با در نظر گرفتن پادآرمانشهر به عنوان نقطه مقابل آرمانشهر، پادآرمانشهر یک دنیای خیالی غیر واقعی بسیار ناخوشایند است که در آن به طرز محسوسی بدتر از دنیایی است که خوانندگان (خوانندگانِ اثر) در آن زندگی میکنند. در هر دو مورد، افرادی هستند که مخالف اتفاقات غالبِ در آن محیط هستند، یا بهتر است بگوییم، از این که آن ها را کاملاً آرمانشهر یا پادآرمانشهر بنامیم، جلوگیری میکنند. در چنین محیطهایی، اصطلاحاتِ آرمانشهر یا پادآرمانشهر، اهداف ما را برآورده نمیکنند، بلکه آرمانشهر انتقادی و پادآرمانشهر انتقادی آن ها را برآورده میکنند. متقابلاً، همانطور که بوکر (1994) استدلال میکند، آشناییزدایی یکی دیگر از تکنیکهای اصلی داستانهای پادآرمانشهری است. آشنایی زدایی، که یک مفهوم فرمالیستی روسی است،