تحلیل گفتمان، رویکردی است که از زیرشاخههای زبانشناسی محسوب میشود و در تحلیل هر نشانۀ زبانی کاربرد دارد. نگاه هریس بیشتر ساختارگرایانه بود؛ اما پس از او بسیاری از زبانشناسان، تحلیل گفتمان را نقطۀ مقابل تحلیل متن دانستند. یکی از شاخههای تحلیل گفتمان، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی بینارشتهای برای مطالعۀ گفتمان است و با تحلیلکردن زبان، نشان میدهد متن و گفتوگو به بازتولید قدرت سیاسی و اجتماعی میپردازند. نورمن فرکلاف، از بنیانگذاران این نظریه است که برای گفتمان، سه سطحِ توصیف، تفسیر و تبیین را بیان کرده است. با توجه به اینکه هر کتاب تاریخی از صافی نگاه ایدئولوژیک نویسندهاش گذشته، همواره همراه با سوگیری است. بنابراین، قابلیت مطالعۀ گفتمانی دارد. در مقالۀ حاضر، پس از بررسی مبانی نظری تحلیل گفتمان، کتاب تاریخ اردلان، نوشتۀ مستوره اردلان، در سه سطحِ توصیف، تفسیر و تبیین خوانش میشود. تحلیل این کتاب از منظر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نشان میدهد علاوه بر گفتمان غالب لایۀ بیرونی متن که حمایت همه جانبه از خاندان اردلان است، گفتمانهای دیگری در لایههای زیرین متن وجود دارد که بیانگر دیدگاه ایدئولوژیک نگارندۀ آن است.